تو پست قبلی مطلبی در مورد کراش نوشتم ک حس خوبی از گذاشتنش تو پیجم نداشتم ، بهمین خاطر برداشتم . البته حرفم رو زدم . شاید حس کردم یه اشنا بیاد بخونه و جالب نباشه! نمیدونم ، حس خوبی نبود .راستی دیشب خواب دیدم ، رفتم خونه کسی که یک سال پیش خواستگارش بودم و خیلی و از همه نظر به هم شبیه بودیم .
برنامه زندگی پس از زندگی قبل اذان مغرب از شبکه ۴ درحال پخشه ! مشاهدات یه خانمی که در اثر کرونا رفته بود اون دنیا و برگشته بود رو نشون میداد. میگفت من از اون بالا میدیدم دوتا خانم واسه مرگ من دعا میکردن ! بدون اینکه بهشون بدی کرده باشم ... فقط از روی حسادت ...میدونست کیه ومیگفت هنوزم نتونست
با گذشتن سن از چهل سال ، ادم فکرمیکنه کاش این سن هیچوقت بالانره یا حداقل همینجا بمونه ! اگه دست من بود دلم میخواست رو حدود سن ۲۷ میموندم .میگن وقتی ادم وارد چهل سالگی میشه دچار بحران چهل سالگی میشه و یه افسردگی سراغ آدم میاد و گذر از این مرحله رو سخت میکنه ! شاید درک این قضیه واسه اف